اشاره
واژه «فتنه» عموماً تداعيگر سلسله تدابير و اقداماتي است که به منظور ايجاد تفرقه و نفاق ميان دو فرد و يا اجتماع انجام ميشود. بر اين اساس ميتوان اقدامات داخلي و خارجي در راستاي به هم زدن وحدت ديني و ملي افراد جامعه را «فتنه» ناميد که به آشوبگري و تخريب ميانجامد. قرآن کريم به عنوان جامعترين کتاب آسماني، بيشک از اين واژه بيبهره نبوده و از اين رو «فتنه» و مشتقات آن در قرآن، قابل جستوجو و بررسي ميباشد. گفتار پيش رو به بررسي مصاديق «فتنه» در قرآن و راهکارهاي اين معجزه نبوي در برخورد با فتنه و فتنهگران ميپردازد.
فتنه در فرهنگ زبان فارسي کاربردي فراوان دارد و به معناي امتحان کردن، آزمودن، گمراه کردن، ضلالت، اختلاف ميان مردم، آشوب، محنت و عذاب است.1 در روضالجنان، فتنه اينگونه معنا شده است: «اصل فتنه» امتحان باشد و آزمايش و آن بليّت [بلاهايي] که باطن آدمي به آن پيدا شود را فتنه خوانده و خصلتي و حالتي که به پديد آمدن آن، مردمان به يکديگر ظلم کنند.2 علاوه بر اين، اصل واژه فتنه به معناي گداختن طلا در آتش به منظور جدا کردن خالصيها و ناخالصيهاست.3
اين واژه در قرآن نيز داراي معاني متعدد است که در يک جمعبندي کلي ميتوان پنج عنوان آزمايش؛ عذاب و يا اسباب عذاب؛ ايجاد فساد و نفاق؛ بلا و شرک به خدا را معاني کلي فتنه در قرآن ناميد. در تمامي موارد کاربرد فتنه در قرآن، به ويژه در آنجا که متضمن معني آزمايش است، معناي گداخته شدن طلا به منظور جدا شدن خوبي آن از ناخوبي به نحوي گنجانده شده است. از سوي ديگر گاهي فتنه در قرآن در جايگاهي استعمال ميشود که به فعل صادره از سوي خداوند نسبت داده شده و در اين موارد داراي حکمت و تدبير الهي است و معمولاً با معناي آزمايش همراه است. در مواردي فتنه به اعمال بندگان نسبت داده شده که مورد مذمت پروردگار است. به هر تقدير در هر دو صورت، با يکي از معاني پنجگانه مذکور مطابقت دارد.
فتنه به معناي آزمايش و امتحان الهي
«[در قرآن کريم] فتنه با بيست گونه استعمال، شصت بار تکرار شده و کمتر از يک چهارم آن به طور مشخص معناي آزمايش دارد.»4 گاه فتنه به معناي آزمايش و گاه به معناي اسباب آزمايش به کار رفته است. قرآن کريم سه چيز را فتنه و وسيله آزمايش معرفي ميکند:
1. اموال و فرزندان
وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ [انفال/28]؛ و بدانيد که اموال و اولاد شما وسيله آزمايشند.
إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ [تغابن / 15]؛ جز اين نيست که اموال و اولاد شما وسيله آزمايشند.
2. شرّ و نيکي
وَ نَبْلُونَّكُمْ بِالشَرَّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً [انبياء / 35]؛ و با خير و شرّ شما را امتحان ميکنيم.
«در روايت است که علي(ع) بيمار شد. دوستانش عيادتش کردند. پرسيدند. يا اميرالمؤمنين حالت چطور است؟ فرمود شرّ است. گفتند: اين کلام سزاوار شما نيست. فرمود: خداوند ميفرمايند: وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَرَّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً پس خير؛ تندرستي و ثروت است و شر؛ بيماري و فقر است.»5
3. بعضي وسيله آزمايش بعضي ديگر
وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً [فرقان / 20]؛ و بعضي از شما را وسيله آزمايش بعضي ديگر قرار داديم.
وَ كَذلِكَ فَتَنّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ [انعام / 53]؛ و اينچنين بعضي از آنها را با بعضي ديگر آزموديم.
در آيات متعدد ديگري نيز فتنه به معناي آزمايش استعمال شده است. برخي از اين موارد عبارتند از:
وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النّارِ إِلّا مَلائِكَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلّا فِتْنَةً [مدّثر / 31]؛ مأموران دوزخ را جز فرشتگان قرار نداديم و تعداد آنها را جز براي آزمايش کافران معيّن نکرديم.
سياق آيه شهادت ميدهد بر اينکه مردم بعد از شنيدن آيه قبل که درباره عدد خازنان دوزخ بوده، درباره خازنان بگومگو کردهاند، در نتيجه آيه نازل شد.6
وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ [بقره / 102]؛ و آنچه را به دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شده ياد ميدادند و آن دو ملک به هيچکس چيزي نياموختند؛ مگر آنکه به او ميگفتند که کار ما فتنه و امتحان است.
وَ إِنْ أَدْري لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَکُم [انبياء / 111]؛ و من نميدانم شايد اين ماجرا آزمايشي براي شماست.
لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ [حج / 53]؛ تا اينکه خداوند القاي شيطان را آزموني براي آنها که در قلبشان بيماريست، قرار دهد.
إِنّا مُرْسِلُوا النّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ [قمر / 27]؛ ما «ناقه» را براي آزمايش آنها ميفرستيم.
وَ حَسِبُوا أَلّا تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَ صَمُّوا [مائده / 71]؛ و گمان کردند آزمايشي در کار نيست، در نتيجه کور و کر شدند.7
فَإِذا مَسَّ اْلإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنّا قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ [زمر / 49]؛ انسان چنين است که وقتي گرفتار ميشود ما را ميخواند و همين که نعمتي به او ارزاني ميداريم، ميگويد اين از علم خودم به دست آمده، ليکن همين نعمت، فتنه و آزمايش اوست.
وَ ظَنَّ داوُودُ أَنَّما فَتَنّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ [ص / 24]؛ داوود فهميد که ما با اين صحنه او را آزموديم، پس طلب آمرزش کرد.
إِنّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظّالِمينَ [صافات / 63]؛ ما آن (شجره زقوم) را براي ستمکاران مايه آزمايش قرار داديم.
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتي أَرَيْناكَ إِلاّ فِتْنَةً [اسراء / 60]؛ ما آن رؤيايي که به تو نشان داديم فقط براي آزمايش مردم بود.
فَنَجَّيْناكَ مِنَ الْغَمِّ وَ فَتَنّاكَ فُتُونًا [طه / 40]؛ و نجاتت داديم از غم و امتحانت کرديم امتحاني دقيق (در خطاب به حضرت موسي(ع))
در تمامي موارد مذکور، بحثهاي مفصل تفسيري و شأن نزول هر يک بيان شده که جاي تأمل دارد؛ زيرا هر يک از اين موارد که به معناي آزمايش و يا اسباب آزمايش ميباشند، بيشک در زندگي بندگان رخ ميدهند و آشنايي با آنها شايد به پيروزي در امتحانات و آزمايشهاي الهي بينجامد که در واقع «فتنه خداوندي» هستند و با حکمتي ويژه از خداوند سر زدهاند.
در اين مواردي که فتنه به معناي آزمايش در قرآن استعمال شده است، مورد جالب توجهي وجود دارد که در آن خداوند آب را فتنه معرفي ميکند.
َلأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقًا* لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ [جن / 16 و 17]؛ ما ايشان را آبي گوارا و زياد ميچشانيم تا در آن آزمايششان کنيم.
فتنه به معناي شرک به خدا
در آياتي خداوند فتنه را در مورد شرک مشرکين به کار برده است، آنجا که ميفرمايد:
سَتَجِدُونَ آخَرينَ يُريدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فيها [نساء / 91]؛ چيزي نخواهد گذشت که به مردمي ديگر برميخوريد که ميخواهند هم شما را از شر خود ايمن سازند و هم قوم خود را و هرگاه به سوي فتنه شرک دعوت ميشوند، اجابت ميکنند.
وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ َلآتَوْها [احزاب / 14]؛ آنان چنان بودند که اگر دشمنان از اطراف و جوانب مدينه به آنان وارد ميشدند و پيشنهاد بازگشت به سوي شرک به آنها ميکردند، ميپذيرفتند.
فتنه به معناي بلا و مصيبت دنيوي
در برخي از آيات که فتنه معناي کاربردي آزمايش را دارد (و ذکر گرديد)، برخي از مفسّرين معناي بلا و مصيبت دنيوي را استنباط نمودهاند، لذا برخي از موارد اين بخش با فتنه به معناي آزمايش مشترک ميباشد، چرا که اختلاف معنايي از ديدگاه مفسرين وجود دارد. در مجموع در مواردي معناي بلاهاي دنيوي از واژه فتنه در قرآن استخراج ميشود.
وَ حَسِبُوا أَلّا تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَ صَمُّوا [مائده / 71]؛ با اين حال آنان گمان ميکردند که بلا و مجازاتي دامنشان را نخواهد گرفت، لذا (از ديدن حقايق و شنيدن سخنان حق) نابينا و کر شدند.8
وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ اْلآخِرَةَ [حج / 11]؛ اگر مصيبتي به آنها برسد دگرگون ميشوند و به کفر رو ميآورند و به اين ترتيب هم دنيا را از دست دادهاند و هم آخرت را.
فَلْيَحْذَرِ الَّذينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصيبَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ [نور / 63]؛ کساني که خلاف فرمان او ميکنند، نترسند که بليّه يا عذابي دردناک به ايشان برسد.9
فَإِذا أُوذِيَ فِي اللهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النّاسِ كَعَذابِ اللهِ [عنکبوت / 10]؛ چون در مجاهدتهاي راه خدا آزار ببينند، آزار از مردم را چون عذاب خدا ميدانند. در بيان اينکه در اين مورد فتنه متضمن معناي بلا و رنج است، مؤلف مجمعالبيان فرموده: «بنابراين بين عذاب مردم که فاني و پايانپذير است و بين عذاب خداوند که دائمي و هميشگي است، هيچ فرق نگذارده؛ چون که تميزش کم و قدرت بيان او اندک است. اينکه خداوند اذيت و آزار مردم را «فتنه» ناميده، به منظور مشقت و رنجهايي است که در آن مشاهده ميشود.»10
فتنه به معناي عذاب يا اسباب عذاب اخروي
در مورد استعمال فتنه به معناي عذاب و يا اسباب آن، چنين آمده است: «اگر فتنه در مورد ماده محسوس به کار رود، به معناي سوزاندن آتش (عذاب اخروي) است، چنان که نقره و طلا را براي جدا شدن خالصي از ناخالصي ميسوزانند.»11 براين اساس در مواردي در آيات قرآن، فتنه در معناي عذاب اخروي به کار برده شده است.
يَوْمَ هُمْ عَلَى النّارِ يُفْتَنُونَ*ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هذَا الَّذي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ [ذاريات / 13 و 14]؛ روزي است که همين خراصان در آتش گداخته ميشوند و به ايشان گفته ميشود بچشيد آن عذابي را که ميخواستيد در آمدنش عجله شود.
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لي وَ لا تَفْتِنّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرينَ [توبه / 49]؛ و از ايشان کسي هست که ميگويد دستوري ده مرا و به فتنه ميفکن مرا. آگاه باشيد که در فتنه افتادند و دوزخ گرد برآمده است به کافران.
فتنه به معناي اغفال، تفرقهافکني و ايجاد نفاق
شايد اين مورد بيشترين مطابقت را با معناي فتنه که در ذهن افراد متبادر ميشود، داشته باشد. در آياتي از قرآن، خداوند از فريب و اغفال عدهاي توسط ديگران سخن ميگويد که موجب ايجاد نفاق و تفرقه و فساد در جامعه ميشود. در يک جمعبندي کلي ميتوان گفت فتنه در اين جايگاه از سوي پنج گروه القاءميشود:
1. شيطان
يا بَني آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ [اعراف / 27]؛ اي پسران آدم! شيطان فريبتان ندهد، چنانکه پدر و مادر ِشما را از بهشت بيرون کرد.
2. منافقين
وَ َلأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةُ [توبه / 47]؛ و در ميان شما به سرعت فتنهانگيزي (و ايجاد تفرقه و نفاق) ميکردند.
«(خداوند) به مسلمانان اخطار ميکند که مراقب باشيد افرادي ضعيفالايمان در گوشه و کنار جمعيت شما وجود دارند که زود تحت تأثير اين گروه منافق قرار ميگيرند.»12
3. بدعتگذاران
وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللهُ إِلَيْكَ [مائده / 49]؛ بر حذر باش که مبادا تو را از بعضي احکامي که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند.
4. شبههگران
فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ [آل عمران / 7]؛ آنان که در دلهايشان انحراف است، تنها آيات متشابه را پيروي ميکنند تا به اين وسيله فتنه به پا کنند.
5. ستمگران
إِنَّ الَّذينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ [بروج / 10]؛ محققاً اين ستمگران و همه ستمگران روزگار هستند که مؤمنين و مؤمنات را گرفتار ميکنند.13
آنچه تاکنون بيان گرديد، معاني پنجگانه فتنه در قرآن شامل امتحان، عذاب، بلا، نفاق و شرک بود؛ اما آياتي در قرآن به روشني در مورد فتنهگران اخطار داده و حتي نحوه برخورد با ايشان را تبيين مينمايد.
اخطار قرآن بر فسادانگيزي فتنه
وَ الَّذينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ إِلّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي اْلأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبيرٌ [انفال / 73]؛ و کساني که کفر ورزيدند، بعضيشان اولياي بعضي ديگرند (اولياي همند) و اگر آنچه قبلاً دستور داديم انجام ندهيد، فتنهاي در زمين و فسادي بزرگ را به بار ميآورد. علامه طباطبايي ذيل اين آيه چنين فرمودند: «معلوم است که دوستي کفّار که دشمن چنين جامعهاي هستند، موجب ميشود افراد اجتماع با آنان خلط و آميزش پيدا کنند و اخلاق و عقايد کفّار در بين ايشان رخنه يابد و در نتيجه سيره و روش اسلامي که مبنايش حق است، به وسيله سيره و روش کفّار که اساسش باطل و پيروي از هوي و در حقيقت پرستش شيطان است، از ميان آنان رخت بر بندد. همچنانکه در روزگار خود ملاحظه کرديم که چنين شد و صدق ادعاي اين آيه را به چشم خود ديديم».14
فتنه؛ شديدتر و بزرگتر از قتل
در دو آيه، خداوند با تعابيري نسبتاً مشابه، از فتنه به عنوان شديدتر و بزرگتر از قتل ياد ميکند:
الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ [بقره / 191]؛ فتنه آنان از کشتار شما شديدتر است.
وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ [بقره / 217]؛ فتنه جرمش از قتل بزرگتر است.
در اين دو آيه خداوند در مورد قتال مشرکين توسط مسلمانان در ماه حرام ميگويد. آنچه مسلم است اينکه «کشتن مشرکان در ماه حرام اگرچه گناه است، ولي شرک و کفر آنها به خدا و پيامبر مهمتر و شرّ و گناهش بيشتر است. علت اينکه از شرک و کفر به فتنه تعبير شده اين است که کفر به هلاکت و بدبختي ميکشاند و فتنه آن چيزي است که باعث بدبختي و هلاکت است.»15
آنچه با تأملي اندک در اين دو آيه ميتوان برداشت کرد، اينکه براساس تعاليم ديني، کشتن انسان و قتل نفس از گناهان کبيره است. از آنجا که قرآن فتنه را از قتل بزرگتر و شديدتر ميداند، لذا بيترديد فتنه از گناهان کبيره به حساب ميآيد.16
امر قرآن به مبارزه با فتنه
خداوند در دو آيه دستور به کشتار فتنهگران ميدهد تا دين از آثار فتنههاي آنها محفوظ بماند:
وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ [بقره / 193 و انفال / 39]؛ و با آنان کارزار کنيد تا ديگر فتنهاي نباشد.
فراگيري آثار فتنه
دربارة فراگيري آثار فتنه در ميان اجتماع، قرآن به مؤمنين هشدار ميدهد:
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً [انفال / 25]؛ بپرهيزيد از فتنهاي که تنها دامن ستمکاران از شما را نميگيرد. علامه طباطبايي در ذيل اين آيه ميفرمايند: «فتنه عبارت است از اينکه بعضي از امت با بعضي ديگر اختلاف ميکنند در امري که تمامي امّت، حقيقت امر را ميفهمند که کدام است، وليکن يک دسته از قبول آن سرپيچي نموده و آگاهانه به ظلم و منکر اقدام ميکنند. آن دسته ديگر هم که حقيقت امر را قبول کردهاند، آنان را نهي از منکر نميکنند و در نتيجه آثار سوءاش دامنگير همه امت ميشود... اينکه خداوند همه امت را از آن زنهار داده، معلوم ميشود که منظور آن ظلمي است که اثر سوءاش عمومي باشد و چنين ظلمي ناچار بايد از قبيل بر هم زدن حکومت حقّه اسلامي و زمام آن را به ناحق به دست گرفتن و يا پايمال کردن احکام قطعي از کتاب و سنت که راجع به حکومت حقّه است، باشد.17
... و امّا دو دعاي قرآني پيرامون فتنه
رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذينَ كَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ [ممتحنه / 5]؛ پروردگارا! ما را مايه امتحان و فتنه کساني که کافر شدند قرار مده و ما را بيامرز که تو، آري، تو تنها عزيز و حکيمي.
رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظّالِمينَ [يونس / 85]؛ خداوندا! ما را دستخوش فتنه (و بلاي) مردم ستمکار قرار مده ...
پينوشتها:
1. فرهنگ فارسي عميد، ج 3، ص 1807.
2. روضالجنان و روحالجنان في تفسير القرآن، ابوالفتح رازي، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، مشهد، ج 9، ص 94.
3. مفردات راغب، ماده فِتَن.
4. نگاهي قرآني به آزمون الهي، حسن مهدويان و احمد نطنزي، چاپ اول، کانون انديشه جوان، تهران: 1386، ص 25.
5. تفسير مجمعالبيان، طبرسي، چاپ اول، انتشارات فراهاني، تهران، ج 16، ص 199.
6. تفسير الميزان، سيدمحمدحسين طباطبايي، ترجمه سيدمحمدباقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي، قم، ج 20، ص 139.
7. همان، ج 6، ص 91.
8. تفسير نمونه، ناصر مکارم شيرازي، دارالکتب الاسلاميه، تهران، ج 5، ص 28 و 29.
9. تفسير الميزان، ج 15، ص 225.
10. مجمعالبيان، ج 19، ص 17.
11. نگاه قرآني به آزمون الهي، همان، ص 30.
12. تفسير نمونه، ج 7، ص 434.
13و14. الميزان، ج 20، ص 412 و ج 9، ص 189.
15. مجمعالبيان، ج 2، ص 232.
16. ر.ک:گناهان کبيره، عبدالحسين دستغيب، چاپ ششم، انتشارات جهان، تهران، ج 2، ص 381.
17. الميزان، ج 9، ص 63.