حكايت قرآني از آن پرواز غريب

اشاره

تماس گرفتند و گفتند همسر مسافري هستند كه در آن پرواز غريب، راهي ايروان بوده و حالا مقيم جاودانگي است. گفتند كه آن‌چه شما نوشته‌ايد همه حقيقت نيست و بعد حرف‌هايشان را براي ما فرستادند. يك روز هم به قم آمدند و آن معجزه را به دفتر مجله آوردند. آن روز، آن خاطره و آن قرآن در ذهن ما ماندگار شد.

از مجله خوب و زيباي شما تشكر مي‌كنم، من «خانه‌خوبان» را به ديگر اقوام و آشنايان هم مي‌دهم و مورد استقبال واقع شده، مطالب زيبا و ساده و صفحه‌بندي، جذاب و خوب است، نزد خدا مأجور باشيد.

در مجله ماه قبل شما، مطلب «حكايت آن پرواز غريب» را خواندم، از آن‌جا كه همسر من هم در اين پرواز بودند مناسب ديدم مطلب زير را برايتان بنويسم:

همان‌طور كه شما هم نوشته‌ايد تمامي 168 مسافر و خدمه جان باختند و حتي از بدن‌هاي ايشان هم چيزي باقي نماند (به جز تكه‌هاي كوچكي كه چون معلوم نبود از كيست به هيچ‌كس تحويل داده نشد) همين‌طور از وسايل همراه ايشان هم تقريباً چيزي باقي نماند، اما سه روز بعد خبرگزاري فارس اين خبر را منتشر كرد:

«قرآن جيبي يكي از مسافرين اين هواپيما سالم مانده است.» در هواپيمايي كه هيچ قطعه‌اي از آن سالم نمانده و حتي پوسته موتور و يكي از بال‌هاي آن در فاصله يك كيلومتري كشف شده، قرآن جيبي به‌طور معجزه‌آسايي سالم مانده، نكته جالب اين‌كه مقداري از جلد چرمي قرآن سوخته، كه به نظر من بدين‌وسيله معجزه بودنش بيش‌تر آشكار مي‌شود، چرا كه نشان مي‌دهد قرآن در آتش بوده و نسوخته (ممكن است بگويند لباس آن جودوكار هم سالم مانده بود پس سالم ماندن قرآن معجزه نيست. من فكر مي‌كنم لباس جودوكار با توجه به اين‌كه سوختگي نداشت در اثر انفجار هواپيما به بيرون پرتاب شده، ولي همسر من كه اين قرآن متعلق به ايشان بوده و چون اسم داشته شناسايي شده، قرآن را صبح در كيف‌شان گذاشتند و هنگام انفجار هم، اين قرآن يا در كيف‌شان بوده يا در دست‌شان و از بدن ايشان و وسايل‌شان هيچ چيز باقي نمانده، پس باقي ماندن قرآن معجزه الهي است.)

در ضمن وقتي من اين قرآن را به نمايشگاه قرآن برده بودم (براي بيان اين معجزه) دو تن از آقايان آتش‌نشاني كه در مصلي حاضر بودند و مطلب را شنيدند گفتند: تا الان در هر حريقي ما رفته‌ايم حتي وقتي همه چيز سوخته بوده قرآن سالم مانده و اين مطلب برايشان خيلي عادي بود، اين را از آتش‌نشاني هم مي‌شود سؤال كرد، به نظر من اين‌ها مطلب كمي نيست بايد به اطلاع مردم برسد تا در جذب قلوب به قرآن كريم مؤثر باشد.

اين امر نشان مي‌دهد همان‌طور كه اين قرآن در اين انفجار عظيم سالم مانده قلب ما هم اگر ظرف قرآن شود، بدن ما هم اگر عامل به قرآن شود مي‌توانيم مطمئن باشيم كه در روز قيامت سالم مي‌ماند، در آتش فتنه‌هاي غرائز سالم مي‌ماند، آتش گناه نمي‌تواند آن را بسوزاند...

در ضمن اين قرآن نزد من موجود است و آماده هر گونه همكاري براي تهيه گزارش، نشان دادن قرآن در مدارس و محافل قرآني به افراد، براي اثبات معجزه قرآن هستم.

زهرا زرتابي

اسامي برندگان مسابقه خانه خوبان شماره 14

1. خانم اسماء محمديان فرزند مرتضي (برنده ربع سکه بهار آزادي)

2. خانم اكرم نجفي‌جوزاني فرزند كاظم

3. آقاي محمد سلطان محمدي فرزند مسلم

4. خانم فاطمه عطوف فرزند عليرضا

5. آقاي عطاءالله عرشي فرزند قربانعلي

6. آقاي غلامحسين رضابنده‌لو فرزند محمدنبي

7. خانم صديقه اميني فرزند محمدنبي

8. خانم ثريا نوري فرزند نجيب‌الله

9. آقاي رضا احمدي فرزند حمزه‌علي

10. خانم اعظم ذوالفقاري فرزند رحمت‌الله

اسامي برندگان مسابقه خانه خوبان شماره 15

1. خانم فاطمه طباطبايي‌كوپايي فرزند سيدعبدالحسين (برنده ربع سکه بهار آزادي)

2. آقاي عليرضا راستگو فرزند آوختي

3. خانم سكينه حسيني فرزند سيدعلي

4. خانم ريحانه توكلي فرزند محمدجواد

5. آقاي روح‌الله جلالت فرزند محمدخليل

6. خانم هاجر عابديني فرزند شيرمحمد

7. خانم مريم احمدي فرزند حسن

8. خانم طيبه ابراهيمي‌وركياني فرزند محمد

9. آقاي محمدابراهيم حجت‌پناه فرزند حسين

10. آقاي رضا جعفري فرزند كليم‌الله

نمره بيست

به شهدا كه همه مدرسه‌ها به آنها مديون هستند

سلمان هراتي

ساعت انشاء بود

و چنين گفت معلم با ما:

«بچه‌ها گوش كنيد

نظر من اين است

شهدا خورشيدند»

مرتضي گفت «شهيد

چون شقايق سرخ است.»

دانش‌آموزي گفت:

«چون چراغي است كه در خانة ما مي‌سوزد.»

و كسي ديگر گفت:

«آن درختي است كه در باغچه‌ها مي‌رويد.»

ديگري گفت: «شهيد

داستاني است پر از حادثه و زيبايي.»

مصطفي گفت: «شهيد

مثل يك نمرة بيست

داخل دفتر قلب من و تو مي‌ماند.»

مناجات

علامه حسن‌زاده آملي

الهي! ما همه بيچاره‌‌ايم و تنها تو چاره‌‌اي و ما همه هيچ كاره‌ايم و تنها تو كاره‌‌اي.

الهي! به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده.

الهي! چون تو حاضري، چه جويم و چون تو ناظري، چه گويم.

الهي! خودت آگاهي كه درياي دلم را جزر و مد است. يا باسط! بسطم ده. يا قابض! قبضم كن.

الهي! آن خواهم كه هيچ نخواهم.

الهي! از روي آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده‌‌ام، از انس و جان شرمنده‌ام، حتي از روي شيطان شرمنده‌‌ام كه همه در كار خود استوارند و اين سست‌عهد، ناپايدار.

الهي! به فضلت سينه بي‌كينه‌ام دادي؛ به وجودت، شرح صدرم عطا فرما.

الهي! عقل گويد: الحذر الحذر! عشق گويد: العجل العجل! آن گويد دور باش و اين گويد زود باش.

الهي! اگرچه درويشم، ولي داراتر از من كيست،‌ كه تو دارايي مني.