آيت الله جوادي آملي:
«امسال بايد حوزه و دانشگاه يک قدم جدّي بر دارند و آن اينکه هتک حرمتهايي که براي پيامبر شده را پاسخ دهند.
اين چند تا کاريکاتور هتک حرمت است؛ اول اينکه آنها شبهات ديني را شناسايي کردند. دوم، قبل از اينکه آن شبهات را به صورت کتاب در بياورند، يا هم زمان، کاريکاتورها را کار کردند. سوم، همان مطالب موهن و تهمتها را به صورت کاريکاتور در آوردند. يعني اينکه هم پشتوانه علمياش آن کتاب باشد، هم عامل اين پوزخندش کاريکاتور باشد! هم کار فرهنگي کردند، هم کار هنري طنز!
بايد اين شبهات را شناسايي کرد در غير اين صورت محصولش هم همان ''تاريخ 23 ساله'''اي ميشود که قبل از انقلاب توسط طاغوت منتشر شد؛ مرحوم علامه طباطبايي ميفرمود: براي ما پيام دادند که دست به قلم ببريد، خونتان ريخته است!! مبادا درباره اين [تاريخ] جواب بدهيد! نميدانم آن کتاب 23 ساله را ديديد يا نديديد؛ خواص که ديدند. شبهات آن کتاب اکنون به صورتهاي ديگر در آمده. جا دارد تا بنياد نهج الفصاحه إن شآءَ الله امسال سامان بپذيرد. خيليها متأسفانه گفتند: حَسبُنا کِتابُ الله، عترت را گذاشتند کنار! ما تقريباً گفتيم: حَسبُنَا العِترَه، قرآن را گذاشتيم کنار! چون تفسير در بين ما رواج نداشت!
شما ببينيد در بين ديگران دهها و صدها تفسير وجود دارد. تفسيرهاي ما براي دوران پس از شيخ طوسي است که از آن چند قرن ميگذرد، پس از آن به مرحوم امين الإسلام طبرسي ميرسد وبعد از امين الإسلام چند قرن ميگذرد تا به مرحوم فيض ميرسد؛ بعد از مرحوم فيض و تفسير صافي چند قرن ميگذرد تا ميرسد به علامة طباطبايي! حالا يک کسي چهار تا سوره را معنا کرده، چهار تا آيه را معنا کرده، آن که تفسير نيست! ما هر دويست سال، سيصد سال يک تفسير نوشتيم ! آنها هر سال يک تفسير نوشتند! آنها گفتند: حَسبُنا کِتابُ الله ولي تا حدودي به همان چيزي که ميگفتند، عمل کردند.
مشکل ما اين است که گفتيم: حَسبُنَا العِترَه، و ديگر کاري نکرديم. اصلاً کاري دربارة پيغمبر نکرده ايم! پيغمبر در بين ما شناخته شده نيست! در حالي که شما اگر خطبههاي حضرت، نامههاي حضرت، کلمات حضرت را بررسي کنيد، ميبينيد يک حلقة مفقوده اي است بين روايات ما و قرآن، و بسياري از روايات ائمة ماt از پيامبر نقل شده و بسياري از سخنان نوراني آن حضرت در کُتب ما پخش شده است.
در نوشتههاي آن حضرت (رسول اکرم) نامههايي هست. آنوقت نامه ها اسلام را معرفي ميکند، مسلمانان را معرفي ميکند، اين دين ديگر ذلّتپذير نيست؛ گرفتار اين نيست که حالا آژانس چه فتوايي ميدهد! البرادعي چه فتوا ميدهد! چه جور تهديد ميکنند. کفّاري که پا بند نيستند و پايشان هم به جائي بند نيست، دارند ما را تهديد ميکنند. مايي که هم پابنديم، هم پايمان بسته است؛ به قدرت اَزلي بسته است، خوب ما چه ترسي داريم؟ ما از کسي پيروي ميکنيم که به دو امپَراطوري فرمان داد که: ميآيي يا بياورمتان؟! هر دو را هم آورد؛ مگر آن روز خاورميانه بيش از دو امپراطوري داشت؟ مگر شرق حجاز ايران نبود؟ مگر غرب حجاز روم نبود؟ مگر هر دو را وجود مبارک پيامبر به بند نکشيد در آن نامه ؟!!
وجود مبارک حضرت خيلي غريب است؛ هم قرآن غريب است، هم پيامبر. اگر هم يک وقتي تظاهرات کردهاند، ما هم همين اينجا تظاهرات ميکنيم، آن کاريکاتور را محکوم ميکنيم!
وجود مبارک حضرت امير (سلام الله عليه) در بحبوحه خطبهها و نامهها براي تثبيت موقعيت کلام خود از ذات مقدّس رسول گرامي مايه ميگذارد. ميفرمايد لذا پيامبر چنين گفته است و به تعبير سيدنا الاُستاد، مرحوم علامه طباطبايي، ادب علي بن أبيطالب اين بود؛ در طي آن مدّتي که در خدمت رسول خدا بود، اصلاً سخني نگفت! جرئت نميکرد در برابر پيامبر حرف بزند. با اينکه نفس او بود. ادب علي، احترام علي، خضوع علي، تجليل علي، تکريم علي نسبت به او …. همه اين فرمايشات نهج البلاغه بعد از رحلت پيامبر است!
خود حضرت امير آنطوري که کُليني نقل کرد، دارد به اينکه: «کُنّا إذَا احْمَرنَا البَأسْ إتَّقَينا بِرَسُولِ الله» ! علي که دوّمي ندارد در سلحشوري، ميفرمايد: هر وقت جنگ داغ ميشد، ما به پيغمبر پناه ميبرديم! يک وقتي کنار حضرت ميايستاديم، مثل اينکه ميرفتيم در سنگر ! پيغمبر کجا، ديگران کجا. اين حرف خود علي است. فرمود: در آتش جنگ، وقتي خيلي داغ ميشد، لُذْنا بِرَسُولِ الله. وقتي کنار پيامبر ميآمديم، مثل اينکه وارد سنگر ميشديم.
خود ائمهt همه سعي ميکنند سخنانشان را به پيامبر برسانند. ما يک بنيادي ميخواهيم که مثل بنياد نهجالبلاغه، خطبههاي حضرت را جمع آوري کند، خدا غريق رحمت کند مرحوم آيت الله احمدي ميانجي را که تقريباً محصول سي چهل ساله عمرش کتاب «مکاتيبُ الرَّسُول» بود. پنج جلد بود. خوب البتّه الآن بايد شکوفاتر کرد، تحشيه کرد، تعليق کرد، افزون کرد و مانند آن. بخش نامهها را ايشان مرقوم فرمودند که بايد تکميل بشود. بخش کلمات قصار و حکمت هم در پياش؛ اين ميشود يک موسوعة کامل. رابط بين روايات ما و قرآن کريم هم همين نهج الفصاحه است.
إن شآءَ الله به خواست خدا اين کار '' بر عهده حوزويان و دانشگاهيان'' است. شبهه شناسي کردن و پاسخ دادن و عظمت و جلال پيامبر را حفظ کردن، عظمت عترت را معرفي کردن، اينها کارهايي است که بايد بشود تا عظمت قرآن و عترت محفوظ بماند. براي اينکه پيامبر مورّث اين ثقلين است. وقتي ما مورّث را در دسترس نداريم، از ميراث چقدر بهره ميبريم؟!
اين سال وقتي به نام مبارک پيامبر أعظم (عليه و علي آله آلاف التحيه والثناء) شد، اميدواريم که برکات فراواني از نظر علمي و عملي، همانطوري که ايشان [ مقام معظّم رهبري ] در پيام نوروزي فرمودند، نصيب امّت اسلامي بشود!