آنچه كه در اين شماره براي شما به ارمغان آورديم، تحفهاي است ناچيز و پر كاهي به پيشگاه سليماني حضرت موعود (عج). تلاش و كوشش مكتوب دوستداران حضرت، در فرصتي كوتاه مهياي انتشار شد و همه اخلاصها و ارادتهاي عاشقانه مجموعهاي را فراهم آورد، كه اكنون پيش روي شماست. تنها سخن و اعتراف ما اين نكته است كه از هزاران هزار زاويه و نظرگاه، ما توانستهايم به «نمي» از «يم» و ذرهاي از بيكران خورشيد نوراني موعود امم دست يابيم و آن را فراروي ديدگان عاشق شما قرار دهيم. هر چه هست بر آن بودهايم تا گوشهاي از تقابل جبهه شيطان و جنودالشر را با امت خليلالرحمان و جنودالخير را در عصر آخرالزمان تبيين كنيم. بدون شك اين قصه سري دراز دارد كه همت مجموعهها و نهادها و محفلهاي سوختگان منتظر آن حضرت را ميطلبد، تا زاويهها و نظرگاههاي مورد نظر آن تبيين و تشريح شود. اين مجموعه شايد كورسويي باشد، در تيرگيهاي روزگار.
آن روز كه حضرت روح الله (س) پس از تشكيل حكومت فقهي آل الله (ع) در سرزمين ايران، در صورت دائر شدن امر بر دفاع از نظام يا دفاع از امام، دفاع از نظام مقدس جمهوري اسلامي را واجبتر برشمردند، شايد كسي به عمق و ژرفاي كلام آن پير روشن ضمير پي نبرده بود. آنچه او در خشت خام مينگريست، ما در آيينه نميديديم. تشكيل حكومت اسلامي، كه ثمره زحمات و تلاشهاي انبياء و اوليا و ائمه هدي (ع) ميباشد، بزرگترين معجزه قرن آخر الزمان است كه بارقه اميد را در ميان همه مستضعفان عالم درخشانيد. حكومت فقهي آل الله (ع) در بردارنده همه مواريث اهل حق است كه در حكومت جهاني موعود متجلي خواهد شد. آنچه كه امروز پس از گذشت قرنها و تحمل مرارتها و گذشتن از توفان حوادث، مستضعفين را به ساحت قدس و امن و ايمان و ساحل حكومت عدل و قسط رهنمون ساخته، بيرق برافراشتهاي است كه در سرزمين ايران با عنوان حكومت فقهي آل الله (ع) و نظام مقدس جمهوري اسلامي، در ثلث قرن در برابر همه زراندوزان و زورگويان جهان يك تنه ايستاده است و مقدمهاي خواهد بود، بر حكومت جهاني موعود.
حكومت جهاني موعود، نقطه مقابل حكومت جهاني موجود و فاصله آن حكومت با اين حكومت فاصله حكومت انبياء با حكومت طواغيت است. حكومت جهاني موجود، عصاره همه شقاوتها و جهالتهاي آتيلاها، نرونها و چنگيزهاست؛ حكومتي كه از بختالنصر تا بوش، قواعد ديپلماسي و اقتصاد و فرهنگ را بر امپرياليسم و تسلط بر تودههاي جهاني و در جهت بردگيهاي باستاني و مدرن بنا نهاده و در آن جز بهرهكشي و اجيرشدن انسانها و فربهتر شدن كيسههاي زراندوزان چيزي به دست نخواهد آمد. قواعد جهانيسازي و «گلوباليزاسيون» در پي يك دست كردن همه فرهنگها، آداب و رسوم ملل و نحل توحيدي و ريشهداري است كه قواعد بازي را در اين دهكده برنميتابند. بدون شك اين سرپيچي از قواعد بازي، كدخدايان دهكده را آن قدر عصباني خواهد نمود كه افسار گسيخته، ناوها و جنگندهها را بر سرزمينها گسيل دادند. اين نزاع محتوم، همان نزاع ديو و فرشته، هيولا و ابرمرد و شر و خيري است كه در آخر الزمان همه صفحات تاريخي آن بازخواني خواهد شد. هيولاهاي جهاني امروز در برابر خود ابرمردهاي راست قامتي را يافتهاند كه همه معادلات «گلوباليزاسيون» و جهانيسازي را به سخره گرفتهاند. باور نميكنيد؟! به خاورميانه نگاه كنيد؛ به ايران، عراق و آن سوتر جنوب لبنان.
به شهرها و سرزمينهاي عالم كه بنگريم نقطهاي را نميتوان يافت كه خارج از هجوم تيرهاي مغناطيسي ماهوارهها باشند. در روزگار ولايت سايبرناتيك و حكومت انفورماتيكي هيولاهاي جهاني، كمتر كسي است كه در زير سپهر اطلاعاتي هيولاها قرار نگيرد؛ و اين همان سنّت تاريخي تلاش شيطان براي اغوا و تسلط بر بشر ميباشد، كه به تشكيل دهكده جهاني موجود، منتج شده است. همه معادلات و محاسبات صفر و يكي ابر رايانهاي و قواعد سايبرنتيكي و انفورماتيكي در محدودههاي فيزيكي با بالاترين دقت عمل ميكنند، اما عرصه متافيزيك عرصهاي است كه همه اين قواعد در هم ميپيچند. به نظر ميرسد «هنگ» و «قفل كردن» واژه مناسبي است براي واماندگي و درماندگي دنياي جديد در زمانهاي كه پاي اين دو حقيقت قدسي به ميان ميآيد: «سيد الشهداء» و «بقية الله». اگر ميخواهيد در هم پيچيدگي و واماندگي همه قواعد، فرمولها، محاسبات و معادلات دنياي فوق مدرن و «جامعه صفر و يكي» را ببينيد كافي است در نيمه شعبان يا ظهر عاشورا به كوچه و بازار و خيابان شهرهاي امت اسلامي سري بزنيد. خواهيد ديد همه پيرايههاي دنياپرستان به كناري است و ولايت عشق حكمفرماست. مسجدها، هيئتها، ايستگاههاي صلواتي، آذينها، جشنها و هر كجا را كه مينگري انسانهايي را ميبيني كه ظواهر آنها بر همان قواعدي آرايش يافته، كه دنياي جديد ميخواهد، امّا بر عمارت قلبهاي آنان نه هاليوود و كدخدايان جهان موجود، بلكه ذوات مقدس و نوراني ناشناختهاي حكومت ميكنند كه هيچ كس را ياراي مقابله با آن نيست. كارنامه و سابقه حزبها و تشكيلات و انجمنهاي دنيا را كه بنگريم در هيچ كدام از آنها تلاشهاي هفتگي كودكان هزاران محله و قناعتهاي به ظاهر ناچيز ماهيانه پير زن كوچه، براي تدارك نذري براي تولد مراد خود را نخواهيد يافت. خرق عادت شاخصه عهد قرن آخرين بشر است و چه خرق عادتي بالاتر از بر هم ريختن همه قواعد انفورماتيكي و سايبرنتيكي حكومت جهاني موجود، با اين دو ذات مقدس؛ «سيد الشهدا» و «بقية الله».
از حضرت آدم ابوالبشر تا حضرت خليلالرحمان و از حضرت ايشان تا حضرت خاتم رسولان، محمد مصطفي(ص)، آنچه بر جاي مانده است تعاليم و آموزههاي ارزشمند انساني است كه ملت ابراهيم را بر پايه زيست الهي و معيشت آسماني پرورش داده است. اگرچه امروزه پيروان ابراهيم در دو دين محرّف يهود و نصارا و دين ناب اسلام خلاصه شدهاند اما نميتوان از نظر دور داشت كه همه ارزشها و حقيقتهاي انساني موجود در عالم، محصول جهاد و تلاش پيامبران خداست. جز اين اگر ميبود، بشر امروز همچون آدمخواران جنگلهاي استوا و برهنگان كورهراهها و صحراها ميزيست. آنچه كه امروز بشريت را به قهقرايي مرگبار ميكشاند، پيرايههاي دنيايي و شيطاني است كه در قالبهاي نوين هنري و علمي، افسار بردگي شيطان را بر گردهى انسان مينهد. دهكدهى جهاني و حكومتهاي زر و زور و تزوير جهاني موجود، در آغاز با برپا كردن پرچم مليّت و ناسيوناليسم، امت ابراهيم را پاره پاره كردند و اكنون پس از استحالهى مليّتها در پي همرنگ كردن جماعت جهاني با خود هستند. بدون شك حقيقت امت ابراهيم و حكومت جهاني موعود، در امت واحده جهاني بار ديگر خواهد درخشيد و همه تلاشهاي كدخدايان جديد و هيولاهاي جهاني براي از بين بردن امت ابراهيم و پس از آن همرنگ كردن مليتهاي متفرق براي تشكيل صفوف باطل، ناكام و ناتمام خواهد بود. حق اين است و جز اين نيست كه حكومت جهان به دست ابرمردان شايسته و وارستهى تاريخ خواهد افتاد: «اَنَّ الاْرضَ يَرِثُها عِباديَ الصّالِحونَ»1
سردبير
1. ترجمه: «به حقيقت زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد»، انبياء، آيه 105.