دهه هفتاد میلادی من در امریکا بودم. آنچه اهمیت دارد، این است که بدانيم در سالهاي 54 ـ 1353 دنیا چه دنیایی بود و در سالهاي 58 ـ 1357 چه اتفاقی افتاد. انسان باید برخي مسائل را ببيند تا باور کند. نسل جوان که هیچ کدام از این لحظات را شهودی درک نکرده است، باید از کسانی که اين دوره را ديدهاند و اكنون حاضر هستند، اینها را بشنود و بداند چه اتفاقی افتاد، چه بود و چه شد.
به راستي چرا در اين زمانه، رسانه اهمیت دارد؟ یکی به سبب اين است كه ما در ایران اسلامی هستيم که موتور متحرک تمام تحولات اخیر جهان به شمار ميآيد. یکی از این تحولات، در عرصه رسانه است. مسألهاي كه بايد به آن بپردازيم، حركت به سوي رسانه اسلامي است. اين مسأله مانند اقتصاد اسلامی و بسياري از مسائل دیگر هنوز تبيين نشده است. اكنون ما نبايد از الگوهای غربی استفاده کنیم. الگوهای غربی، ما را دچار قطع رابطه با هويت میکند. اگر الگوي اسلامي را پیدا نکنیم، بحرانهای بیشتری خواهیم داشت. امروز ایران اسلامی در جهان مسؤولیت دارد. با توجه به نبوغ، نيت پاك و نظام منحصر به فردي كه در ايران وجود دارد، دشمنان برای نابود کردن آن در تلاش هستند و در این باره هم هیچ ابا و تعارفی ندارند. ما باید این الگوها را زودتر پیدا کنیم.
پيش از انقلاب در دانشگاه ای یو شاگرد پروفسور مولانا بودم و سپس به کلمبیا رفتم که میخواستم سینما را بخوانم. بعد از دوره سه ساله که سینما خواندم، به ايران آمدم و دیدم که اتفاق عجيبي افتاده است. کسی در دنیا تصور نمیکرد که اتفاقی این گونه بیفتد. اگر از انديشمنداني همچون پروفسور مولانا كه در غرب زيستهاند، سؤال کنید که بعد از انقلاب، چه چيزهايي را در مورد رسانه در امریکا دریافتند، به شما خواهند گفت که بعد از سال 1978 چشمها به گونهاي دیگر باز شد. سیر تحولات سیاسی و جنگی و بحرانهایی که غرب، آنها را برای ایستادگی در مقابل تحول فکری اين انقلاب ساخته، سيري عجیب است که باید در مورد آن کتاب نوشته شود. آنها کتاب برای جماعت خودشان مینویسند و ما هم باید برای خودمان بنویسیم.
من به شما از مأموریتی گزارش میدهم که تلویزیون برای ساخت یک مجموعه مستند از امریکا به اين جانب داد. من با این نیت به ایالات متحده رفتم که مستندي را درباره وقایع بعد از 15 سپتامبر و رخدادهايي که بعد از لشکرکشی ایالات متحده به خاورمیانه در درون امریکا افتاد، برای مردم خودمان تهیه کنم. شاید به ده شهر بزرگ امریکا رفتم. یکی میگفت که ما فکر کردیم به آمريكا میروی و لیبرالتر میشوی؛ ولي حالا میبینیم بنیادگراتر شده و با تأکید بیشتر بر مسائل اصولی خودت برگشتهاي. این یک واقعیت است. ان شاء الله هنگامي که این مجموعه 20 قسمتی «ایالات متحده، شمارش معکوس» را مشاهده کردید، با شنيدن مصاحبهها بيشتر آن را درك خواهيد كرد. با گریسیت در پارک ریورسایت وایو در نیویورک مصاحبه شده است. ایشان مشاور امنیتی دو رئیس جمهور در زمان گروگانگیری جاسوسهاي آمريكا در ايران بوده و امروزه بازنشسته است ولی در دانشگاه کلمبیا درس میدهد. یا در جاي ديگر با اساتیدی در نیویورک و واشنگتن، لوس آنجلس و دانشگاه رسانه ای در آستین تگزاس مصاحبه شده است.
پرسش اين بود: رسانهها امروز در آمريكا به چه صورت هستند؟ اینکه چهل سال پیش در واشنگتن چهار روزنامه وجود داشت و امروز یک روزنامه هست، یعنی چه؟ پدیده رسانه دیگر یا آلترناتیو مدیا به ويژه بعد از 11 سپتامبر، چه مقوله ای است؟ باور مردم به اینکه امریکا در حال سقوط است، چه باوری است؟ این را باید از زبان خود آنها شنید. اینها باید بگویند که چه اتفاقی دارد میافتد. بايد اين حوادث، ثبت و برای مردم خودمان گفته شود تا بدانند ما کجای نقشه جهان هستیم، چه وظایفی داریم و چه افقی در پیش رو هست. بار ما هر روز سنگینتر میشود. باید سریع تر به این الگوهای اسلامی برسیم. آنهایی که شهود نکردند و نمیدانند یا باور ندارند و به این الگوهای غربی چسبیدهاند، در بسياري از عرصهها خطر بزرگی هستند. دیگر نباید این قدر هزینه بدهیم. باید سریع به الگوی اسلامی برسیم. در این زمینه باید جهاد کرد.
در طی سفر پنج ماه و اندي، من دو رئیس جمهور ایرانی را در امریکا دیدم؛ حاج آقای خاتمی که در بخشی از سفر در دانشگاههاي ویرجینا و هاروارد همراه ایشان بودم و آقای احمدی نژاد که در نیویورک بودند. همراه هر دو بودم. توجه عموم مردم امریکا علیرغم سمپاشی رسانههای اين كشور به موضوع ایران، يك توجه ويژه است. علت این توجه، دروغی است که به آنها گفته شده و آمريكا به افغانستان و عراق حمله كرده؛ اينكه گفتهاند: 11 سپتامبر کار القاعده است. من چندین نوع از این جلسات را خدمت شما میگویم. آخرین آنها در یکی از سالنهای بزرگ نیویورک برگزار شد و سخنران، اسکات ریتر بود. وي بازرس ویژه سازمان ملل در موضوع سلاحهاي کشتار جمعی عراق بود که بیانیه داد تمام این سلاح ها نابود شده است. اسکات ریتر یک مبارز است و کتابي هم به نام هدف ایران نوشته و در آن توضيح ميدهد که حکومت كنوني بوش، چه ميزان از حقایق به دور است.
در یک جلسه دیگر در تگزاس داخل کلیسای یونیترین یعنی توحیدیان رفته بودم؛ اينها فرقهای از مسیحیت هستند که به تثلیث اعتقاد ندارند. در آنجا یک پنلی بود و چند نفر سخنرانی میکردند. از جمله يك سرهنگ بازنشسته پنتاگون، یک مأمور بازنشسته سیا و دو نفر معلم و استاد دانشگاه. موضوع سخن هم دربارة بحران 11 سپتامبر و آینده مبهم امريكا بود. اسکات ریتر در اجتماع مردم صحبت كرد؛ ولی در هیچ روزنامهای چاپ نشد. این وضعيت رسانههای اصلی امریکا است. سخنان اين چند نفر در هیچ روزنامهای انعكاس نيافت! بعدها دنیس کوسینیس که نماینده دموکرات اوهایو است جلسهای را در کنگره ترتیب داد و عدهای را هم دعوت کرد تا در رابطه با خطر حمله به ایران، پنل او باشند. این جلسه یک ساعت و نیم طول كشيد و خبرنگاران از همه جا حاضر بودند. روز بعد در روزنامه واشنگتن پست هیچ خبری از این اجتماع نبود! چون همه سخنرانان حاضر در جلسه میگفتند: حماقت محض است که ایران را تهدید بدانيم و تبلیغاتی که در رابطه با تهدید ایران هست، اوهام است. البته به خاطر لابی صهیونیزم جرات نمیکردند خیلی مستقیم صحبت کنند. کنترل رسانهها در امریکا را ببينيد!
تنها امتياز امتهای مؤمن جهان، روند تاریخ است. این به نفع آنها است، سیر تاریخ، مثل بارانی است که بر کوه آمده است. کوه سراشیبی دارد. این باران بايد از کوه پایین بیاید يا نه؟ به خاطر همین، من اسم این مجموعه مستند را «امریکا، شمارش معکوس» گذاشتهام. چون اعتقاد دارم همان طور که شوروی فروپاشيد، امریکا هم فرو ميپاشد. علت آن هم اين است که لیبرال دموکراسی درست شد برای اینکه در مسیحیت حقیقت را نیافتند. میدیدند دانشمندان را میگیرند و میسوزانند، يا در سیاه چالها میاندازند. ما باید از اساس تدبيري بينديشيم. همانطور که انقلاب اسلامی برپاية بنیادی اساسي درست شد، نهادهای دیني انقلاب هم باید بر اساس بنیاد اسلامی بنا شود، نه تلفیقی از دموکراسی و اسلام. فيلمي را با موضوع مسیح کار کردم تا به غرب نشان دهیم آنچه دربارة مسیح تصور میکنند، درست نيست و به منابع و کتابهای اسلامي مراجعه كنند که در آن تضاد نیست. مثل اناجیل نیست که هر چهار تا همدیگر را نفی کنند. حس کردم برای من وظیفه و تکلیف است. همان قصه را دوباره تعریف کنیم که مسیحیت خودشان را بشناسند و بدانند که چه کسی قرار بود بعد از مسیح بیاید و حقیقت کجاست. این کار با ایده دوستاني مثل شهید آوینی، حجت الاسلام و المسلمين قائم مقامی و امثال ايشان ساخته شد.
ما امروز وظيفه داریم همه امور را از ديد اسلامي بنگريم و الگوهاي اسلامي آن را بيابيم؛ چون مخاطب جدی داریم و آن طرف مرزها عقلا گوش میدهند. آمريكا ایران را تهدید ميداند. اصلاً ایران چگونه میتواند تهدید باشد؟! ايدئولوژي ایران، تهدیدی برای شیطان و اشرار است. مگر ما زرادخانه بمب اتمي داریم؟ مگر ما اصلاً نسل جدید بمب اتمي ساختهایم؟! پس، ایدئولوژی ما تهدید است؛ چون مبنای الهی دارد و دین را در جهان احیا کرده است. نتوانستهاند آن را محدود کنند و از ایران بیرون آمده است. چه زمانی اسرائیل در فشار قوی قرار گرفت؟ سال 2000 بعد از انتفاضه. انتفاضه چطور صورت پذیرفت؟ چه مکانیزمی انتفاضه 2 را به راه انداخت؟ انقلاب اسلامی. چگونه؟ حزب الله، اسرائیل را بعد از 18 سال از لبنان بیرون راند. وقتی جهان عرب این را دید، جان گرفت، سنگ برداشت و ایستاد. آنها این موضوع را خوب فهمیده اند که ریشه تمام این تحولات اسلامی از ایران آمده و این تهدید است. راست میگویند. ايران برای اشرار، تهدید است و به همين سبب کلمه ترور را همواره تكرار میکنند. باطن مطلب همان چیزی است که خداوند در قرآن میگوید: مؤمنین برای کفار تهدید هستند.
به تعبير كارشناسان بيرون، باید از ايران دور شوید تا بفهمید چه اتفاقی افتاده است. این یک تحول عظیم بود که مسیر آن ادامه دارد و روزهای حساستری را میگذرانیم. در خود امریکا مردم تشنة شنیدن حرف حق هستند؛ چون شیطان کاری کرده که اینها مستعد شدهاند. رشد رسانه آلترناتیو در امریکا چشم گیر است. خیلی ها اطلاعاتشان را از اینترنت میگیرند. دیگر اخبار سی بی اس یا سی ان ان را باور نمیکنند. رجوع میکنند به نوشتههای یک سایت ضد جنگ؛ زيرا از طریق رسانههای اصلی چیزی یاد نمیگیرند. امروزه آمریکا واقعاً در معرض ورشکستگی قرار گرفته است و نمیتواند خیلی بعد از این بایستد. شوروی چطور فروپاشید؟ چه مقدماتی داشت؟ این را عقلا فهمیده اند؛ اما خجالت ميكشند در مطبوعات بگویند.
ما امروز برای اصلاح این رسانه وظيفه داريم؛ البته نه از روی الگوهایی که بعضاً در دانشگاهها همان را درس میدهند؛ چرا كه اکثر آنها ترجمه است. ما بايد از بطن اسلام، قرآن و تعلیمات ائمه، رسانه اسلامی را پیدا کنیم. رسانهاي كه راستگو باشد. نگذارد عقدهها و مشکلات یک جا جمع و سپس منفجر شود. این هنوز اتفاق نیفتاده و از همين رو وظیفه ما را بسيار سنگینتر کرده است.