سيد صمد موسوي
چيستي ناتوي فرهنگي
در سال 1949 قدرتهاي استعماري براي تأمين اهداف خود در جنگ افروزي و سلطه بر کشورهاي ديگر با هم متحد شدند و پيمان آتلانتيك شمالي1 (ناتو) را امضا کردند. اين پيمان با حضور كشورهاي بلوك غرب شكل گرفت. با شکلگيري پيمان ورشو با حضور کشورهاي شرقي، جنگ جديدي در قالب رقابتهاي تسليحاتي و ابزارهاي فرهنگي با عنوان جنگ سرد بلوك شرق و غرب آغاز شد. در اين جنگ، قدرتها ميکوشند تا با سيطرة فرهنگي، اهداف و مقاصد خويش را تحميل کنند؛ چنانکه عامل اساسي فروپاشي بلوك شرق، جنگ فرهنگي با استفاده از ابزار رسانهها بود.
خانم فرانسيس استونر ساندرز - پژوهشگر و روزنامه نگار انگليسي - در كتاب «جنگ سرد فرهنگي سيا و جهان هنر و ادب» نشان ميدهد كه آمريكا در طول جنگ سرد نه تنها از ابزارهاي نظامي و سياسي عليه بلوك شرق استفاده ميكرد، بلكه در اين دوران استفاده فراواني از ابزارهاي فرهنگي براي مبارزه با كمونيسم صورت ميگرفته است. 2
در سالهاي اخير، جنگ عراق و اشغال آن توسط آمريكا و همپيمانانش نمونهاي ديگر از جنگ رسانهاي و تلويزيون محسوب ميشود. در شرايطي که کمتر کسي خطر چنين هجمة وسيعي را پيش بيني ميکرد، مقام معظم رهبري با هشياري بسيار اين واژه را وارد عرصه سياسي فرهنگي کشور کرد3؛ جالب اين است که نوع کاربرد رهبر معظم انقلاب در مراحل مختلف بيانکننده شدت در روند حرکت اين مجموعه است که از تهاجم فرهنگي به شبيخون فرهنگي و به تازگي به ناتوي فرهنگي تبديل شد.
از زمان پيدايش رسانهها تاكنون، اين ساز و كارهاي ارتباطي به گونهاي فزاينده در زندگي اجتماعي بشر نقشآفرين بودهاند، به گونهاي كه گويا اكنون امكان زندگي بدون آنها چندان به ذهنها خطور نميكند. به تعبير كاستلز، «رسانهها به دليل اين كه تار و پود نمادين زندگي ما هستند، همچون تجارب واقعي كه بر رؤياهاي ما تأثير دارند، بر آگاهي و رفتار ما اثر ميگذارند و مواد خامي را فراهم ميسازند كه ذهن ما با استفاده از آن كار ميكند».4
رويكرد اصلي ناتوي فرهنگي جنگ نرم و هدف اصلي آن، نابودي هويت ملي جوامع بشري به ويژه مقابله با ايمان انسانهايي است كه سعي دارند از هويت ديني و ملي خود دفاع كنند. اعضاي ناتوي فرهنگي با بهرهمندي از بيش ازپنج دهه تجربه نظاميگري تأسيسات پايهاي هماهنگي را در حوزه رسانهها شكل دادهاند.
در جهان امروز رسانههاي بين المللي، يكي از مؤثرترين ابزار تحكيم هژموني نظام سلطه جهاني، به ويژه آمريكا، ميباشند. اين رسانهها، وابسته به شركتهاي قدرتمند و با نفوذ فرامليتياند و در جهت تأمين منافع كشورهايي سلطهگر، نقشي اساسي دارند؛ از جمله ابزارهاي فرهنگي که دشمنان از آنها در ناتوي فرهنگي و با اهدافي چون عوامفريبي شايعهپراكني، تئوريسازي و ... براي مبارزه با کشورهاي مختلف استفاده ميکنند، عبارتند از:
شبكههاي ماهوارهاي، اينترنت، بازيهاي رايانهاي، مطبوعات و ...، كه در ادامه به بررسي اين موارد خواهيم پرداخت.
شبكه ماهوارهاي
از مهمترين اثرات شبکههاي ماهوارهاي، تحت تأثير قرار دادن ارزشها و زير ساختهاي فرهنگي جوامعي است که با عوامفريبي فراوان، مخاطب خود را پيدا کردهاند. آمار ذيل، فعاليت فراوان شبكههاي ماهوارهاي در كشورمان را نشان ميدهد.
تعداد كل ماهواره هاي مستقر در فضاي ايران: 67 ماهواره؛
تعداد كل شبكه هاي ماهواره اي( اعم از تلويزيوني، راديويي و ديتا) قابل دريافت در ايران: بيش از 13211 شبكه؛
تعداد كل شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي قابل دريافت در ايران: بيش از 8591 شبكه؛
تعداد شبكههاي راديويي قابل دريافت در ايران: بيش از 2684 شبكه؛
تعداد كل شبكههاي ديتا قابل دريافت در ايران: بيش از 1936 شبكه؛
تعداد كل شبكه هاي فعال اسرائيل قابل دريافت در ايران: بيش از 77 شبكه؛
تعداد شبكههاي تلويزيوني ماهواره اي فارسي زبان قابل دريافت در ايران: بيش از 32 شبكه. از اين 32 شبكه، 4 شبكه به عنوان تجزيه طلب و 20 شبكه به عنوان ضد فرهنگي و 8 شبكه فعاليت سياسي برانداز دارند.
از جمله آسيب هاي فرهنگي ماهواره مي توان به موار ذيل اشاره كرد.
الف. هويت شكني: ناتوي فرهنگي با تحت شعاع قرار دادن هويت هاي ديني ، ملي، سنتي، فرهنگي و... مرزها و ديوارها را به نفع دهكده جهاني مورد هجوم قرار ميدهد و هويت را كه به مثابه ريشه هاي يك درخت است قطع ميكند.
آنچه تاكنون ما را در برابر تهديدها و توطئهها مقاوم نگه داشته، «هويت ديني» ماست و اكنون ماهوارهها اين سرمايه بزرگ را هدف قرار دادهاند.
ب. تغيير اخلاق: ماهواره در پي زخم زدن به اخلاق جامعه است. نمايش و ترويج وقاحت، بيعفتي، بهره وري بيش از حد از تن، برهنگي مفرط و ... سوغاتهاي ماهواره محسوب ميشوند. از ديگر آسيبهاي فرهنگي ماهواره ميتوان به مبارزه با نمادهاي مذهبي و ديني ، بي اهميت نشان دادن ارزشهاي خانواده و روابط خانوادگي، ترويج ماديگرايي، غفلتزايي و بيتوجهي به عواطف و معنويات بيثباتي سياسي و حمله به نظامهاي گوناگون سياسي اشاره كرد.
بازيهاي رايانهاي
متأسفانه در حال حاضر كشور ما با انبوه بازيهاي جذاب رايانهاي مواجه است كه آسيبهاي فراواني را به قشر كودك، نوجوان و جوان وارد ميكنند. از جمله اين آسيبها ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
1. خشونت زايي، آشنايي با سلاح هاي مرگبار و رواج بيرحمي كه متأسفانه خشونت در بازيهاي رايانه اي به موضوع اصلي اين صنعت تبديل شده است و كاربران مجبور ميشوند در اين بازيها نقشهاي خشونت آميز را ايفا كنند؛ 5
2. وابستگي و اعتياد: يكي از اثرات مخرب بازيهاي رايانه اي معتاد كردن كودكان به رايانه است، به گونهاي كه ميتواند افراد را گوشه گير، منزوي، خيالاتي و افسرده كند؛6
3. الگوهاي خيالي با قيافههاي خلق شده توسط رايانه كه بسيار جذاب و زيبا هستند و دسترسي نداشتن به چهرههاي مطلوب كه به سرخوردگي و افسردگي ميانجامد؛
4. تبليغ فرهنگ برهنگي و نمايش صحنه هاي غير مجاز اخلاقي؛7
5. اصرار بر انجام خطا و گناه و از بين بردن قبح آن، به گونه اي كه اين بازي ها نيز نوعي ابزار مدرن براي قبح شکني هستند؛8
6. ارائه نمادهاي غير اخلاقي يا ضد اخلاقي و اسوه سازي از شخصيت هاي غير اخلاقي.9
اينترنت
اينترنت، واقعيتي انكارناپذير است كه مطالب مفيد و ارزشمندي را در خود جاي داده و در عين حال بسياري از آنها با محتواي آلوده همراه است. امروزه وجود بيش از 280 ميليون صفحه حاوي ميلياردها عكس و تصوير مستهجن در كنار آغاز به كار روزانه 500 سايت پورنوگرافي (سكس)، اينترنت را به منبع فساد جهاني تبديل كرده است.
طبق بررسيها، افراد متصل به اينترنت دچار نوعي وابستگي روحي و اعتياد به اين شبكه جادويي ميشوند؛ به همين سبب، اينترنت به يكي از وسائل مورد استفاده طراحان ناتوي فرهنگي براي تهاجم فرهنگي بدل شده است.
به جرأت ميتوان گفت كه در كشورمان اينترنت بعد از رسانه ملي، دومين رسانه مورد توجه جوانان به شمار ميآيد. بيش از 15 ميليون پنجره به دنياي اينترنت از ايران گشوده شده است و اگر اين رسانه كنترل نشود، راهي خطرناك به سوي ابتذال و گسترش فرهنگ غرب خواهد بود.
ناتوي فرهنگي و مطبوعات و خبرگزاريها
مطبوعات عنصر اصلي شايعهپراكني ميباشند و در سالهاي اخير بهويژه پس از دفاع مقدس، جرياني مطبوعاتي اعم از خارجي و جريان نفوذي در مطبوعات كشورمان به شدت در پي ترويج فرهنگ غرب است و بدين ترتيب، انقلاب اسلامي و ارزشهاي آن از دو جبهه خارجي و داخلي توسط مطبوعات و خبرگزاريها مورد هجوم قرار دارد.
1. جبهه خارجي: شامل بنگاه هاي خبري و مطبوعاتي بينالمللي كه از انقلاب اسلامي چهره اي مخدوش جلوه ميدهند. عملكرد مطبوعات و خبرگزاريهاي تأثير گذار خارجي كه با خبرهاي منفي و يا سانسور خبري عليه انقلاب اسلامي فعاليت ميكنند، بسيار وسيع است. بزرگترين بنگاههاي خبر پراكني، در سيطرة صهيونيسم و از اركان اصلي ناتوي فرهنگي هستند. كشورهاي در حال توسعه كه 75 درصد جمعيت جهان را در خود جاي دادهاند، فقط 50 درصد روزنامهها و 25 درصد كل انتشارات آن را در اختيار دارند و همانها هم اغلب پيرو مدل هاي غربي هستند.
براي مثال، دو خبرگزاري بزرگ آسوشيتدپرس و يونايتدپرس به صورت ابزاري کارآمد در اختيار وزارت امور خارجه آمريكا قرار دارند. آسوشيتدپرس 8500 مشترك بينالمللي دارد، خدمات خبري 112 كشور را بر عهده داشته و روزانه حدود 24 ميليون كلمه در سطح جهان مخابره مي كند. يونايتدپرس نيز با مخابره 11 ميليون كلمه، روزانه 10026 روزنامه، 13237 ايستگاه راديويي و 445 ايستگاه تلويريوني مشترك خبري دارد و به 92 كشور خدمات خبري ميدهد.
خبرگزاري هاي وابسته به كشورهاي سلطهگر اهداف ذيل را دنبال ميکنند:
الف. دستيابي به درآمدهاي هنگفت از طريق فروش اخبار و اطلاعات؛
ب. گزينش اخبار، اطلاعات و تحليلهاي سفارشي دلخواه براي تأمين منافع خود؛
ج. اشاعه يكسويه اخبار و اطلاعات؛
د. وابستگي شديد كشورهاي در حال توسعه به اين خبرگزاريها.
2. جبهه داخلي: مطبوعات و پايگاه هاي اطلاع رساني داخلي که بستر افكار وارداتي را فراهم ميكنند و پايگاههاي دشمن در كشور ما هستند. مهمترين عملكرد اين جبهه در كمك به ناتوي فرهنگي عبارتند از:
الف. تخريب چهره ديني و القاي شبهات التقاطي؛
ب. نا كارآمد جلوه دادن حكومت ديني و ترويج سكولاريسم؛
ج. تضعيف پايهها و مؤلفههاي اصلي نظام مانند رهبري، قانون اساسي، خبرگان، روحانيت و ...؛
د. دروغ پردازي، شايعه سازي، هتك حرمت اشخاص و جنگ هاي سياسي؛
هـ. ترويج ابتذال و فرهنگ اباحهگري، دامن زدن به نابهنجاريهاي اجتماعي، عادي جلوه دادن ارتباطهاي نامشروع، استفاده ابزاري از تصاوير زنان، دامن زدن به پديده فرار دختران و ...؛
و. ترويج خرافه پرستي و عرفان هاي كاذب با پرداختن به مباحثي چون فالگيري، طالع بيني، تمركزگرايي ذهني، انرژي درماني و ....
سينما و هنر در خدمت ناتوي فرهنگي
صنعت سينما در حال حاضر به طور عمده در خدمت صهيونيسم فرهنگي و در مقابل تمدن و هويت اسلامي و ايراني قرار دارد. در همين راستا هاليوود براي مقابله با فرهنگ اسلامي و مهدويت، تاكنون صدها فيلم ساخته است. در فيلم هاي غربي به ويژه آمريكايي، خشونت حرف اول را مي زند و فيلم هاي به اصطلاح اكشن در اوج جلوههاي ويژه هنرنمايي است.
پينوشتها
1. North Atlantic Treaty Organization NATO
2. در سال 1999 يکي از متخصصان جنگ جهاني دوم به نام خانم «ساندرز» کتابي با عنوان «جنگ سرد فرهنگي» منتشر کرد که زلزلهاي در محافل فرهنگي و روشنفکري غرب به راه انداخت. چاپهاي بعدي اين کتاب با عنوان جنگ سرد فرهنگي، سيا و جهان هنر و ادب در 509 صفحه منتشر شد. او در اين کتاب ميگويد: سازمان سيا حرکت ضد فرهنگي را آغاز کرد که به ايجاد يک شبکه فرهنگي غول آسا در سراسر جهان انجاميد. ساندرز اين شبکه را ناتوي فرهنگي مينامد و بودجه اين عمليات در سال 1950 - در زمان دولت ترومن – را 34 ميليون دلار اعلام ميكند. خانم ساندرز در کتاب خود فاش ميکند که سازمان سيا در دوران جنگ سرد فقط يک هزار عنوان کتاب را در پوشش بنگاههاي فرهنگي و انتشاراتي منتشر کرده است. به نظر ميرسد هدف اصلي تشکيل ناتوي فرهنگي در کنار ناتوي نظامي، جنگ نرم و نابودي هويت ملي جوامع بشري به ويژه مقابله با ايمان انسانهايي است که ميخواهند از هويت ديني و ملي خود شرافتمندانه دفاع کنند.
3. بيانات مقام معظم رهبري دراستان سمنان، 1385.
4.كاستلز، مانوئل. عصر اطلاعات، جامعه شبكهاي (جلد 1)، ترجمه احد عليقليان و افشين خاكباز، تهران، انتشارات طرح نو، 1380. به نقل از رسانه و جنگ: چهارچوبي براي تحليل، محمود عسگري، پژوهش و رسانه، شماره 34، ويژه جنگ رسانه، تابستان 82.
5. احمد خليلي، آسيبشناسي بازيهاي رايانه اي، به سفارش اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانش آموزان،ص 13.
6. همان، ص 16.
7. مهدي حق وردي طاقانکي، شواليههاي رايانهاي ناتوي فرهنگي، روزنامه رسالت، 29/02/86 .
8. همان.
9. همان.