الف. ايلامي
جوان آرمانگراست
به همان اندازه كه پير در گذشته و با خاطرات خود زندگي ميكند، جوان در آينده و با آرمانها و آرزوهاي فردايش زندگي ميكند. جوان در ذهنش مدينه فاضله و قصري رؤيايي براي خود ميسازد و در انديشة ورود به آن مدينه و آن قصر به تلاش و تكاپو ميپردازد. خداوند جاذبة جنسي را در نهاد انسان قرار داده تا انگيزهاي براي تشكيل خانواده و در نتيجه بقاي نسل بشر باشد، اما اگر اين جاذبه در مسيري كه خداوند و شرع مقدس معين كرده قرار نگيرد، علاوه بر اشاعه فساد و فحشا در جامعه، نوع بشر نيز به خطر ميافتد.1 به همين ترتيب، خداوند در نهاد جوان، آرمانگرايي را نيز قرار داده تا حس تكاپو و تلاش و آيندهسازي و اميد به زندگي را در او تقويت كند. مقام معظم رهبري درباره محسوس بودن آرمانگرايي جوان ميفرمايند: «در محيط جوان، آرمانها محسوس، ملموس، زنده، قابل دسترسي و دستيابي است، لذا براي آنها تلاش ميشود. خود اين تلاش، تلاش مباركي ميشود.»2
آرمانگرايي نيز چون نعمتهاي ديگر الهي، به همان اندازه كه فرصت محسوب ميشود، براي جوان تهديدي نيز به شمار ميآيد؛ زيرا اگر آرمانگرايي در مسير صحيح خود قرار نگيرد، جوان را به دامهايي سوق ميدهد كه شكارچيان ماهر آن را بر سر راه جوانان پهن كردهاند. اين شكارچيان را ميتوان به دو گروه تقسيم كرد: گروه اول، افراد و گروههايي هستند كه آرمانگرايي را نوعي خيالپردازي و فريب خود تلقي ميكنند. گروه دوم، افراد و گروههايي هستند كه با بالا بردن توقعات جوانان، انديشهها و برنامههاي خود را تنها راه رسيدن جوان به آرمانها معرفي ميكنند.
گروه اول چه ميگويند و چه ميكنند؟
گروه اول افراد و جريانهاي فرهنگي و سياسياي هستند كه يا خود به مقصد و مقصود نرسيدهاند، يا چنان روحية عقده و انتقامجويي در آنان شدت گرفته است كه چشم ديدن تعالي و ترقي جوانان اين سرزمين را ندارند و در صدد منزوي كردن جوانان و دميدن روح يأس و نااميدي در آنان هستند.
اين گروهها كه مستقيم و غيرمستقيم توسط عوامل استكبار و با صرف هزينههاي گزاف3 آنان در صدد متوقف كردن روند رو به رشد اميد در زندگي و توسعة كشور اسلامي هستند، با سخنان بيهوده و بياساس چون «ديگران كه مدرك گرفتهاند كجا را گرفتهاند»، «بر فرض كه تحصيل كردي، كار كجاست؟»، «بزن بر طبل بيعاري كه آن هم عالمي دارد» و ... جوانان را به استفاده از مواد مخدر، قرصهاي روانگردان، شركت در جلسات لهو و لعب، مطالعة كتب رماننويسان پوچ و خواندن اشعار شاعراني كه بدبينانه به جهان مينگرند دعوت ميكنند و روح آرمانگرايي و اميد و نشاط و جواني را از آنان ميگيرند.
فرقههاي صوفيه، محافل و مجالس به ظاهر ادبي و عرفاني، اما در واقع مبلغ و مروج عرفانهاي وارداتي(چون عرفانهاي سرخپوستي، كنفوسيوسي، هندويي و ...)، افراد شيادي كه با شيوهها و شگردهاي غير شرعي و با تلفيق ناصواب آيات و روايات با هم به ارائه تعاريف مبتذل از خلقت انسان و آفرينش آسمان و زمين و فرشتگان ميپردازند، مدعيان دروغين مهدويت و گروههاي پانك و رپ و ...، و حتي گروههاي شيطانپرستي كه با آرايش سياه و پوشيدن لباسهايي با آرم اسكلت آدمي و ... به خيابانها پا ميگذارند، به جاي دميدن روح اميد و شادابي و آرمانگرايي، جوانان را به انزوا و عزلت و درونگرايي و كنارهگيري از فعاليتهاي اجتماعي و محافل علمي و اخلاقي فراميخوانند. اين گروهها را ميتوان در زمرة گروه نخست به شمار آورد.
شيوهها و شگردهاي گروه دوم
گروه دوم بر خلاف گروه اول، كه اغلب در قالب جريانهاي فرهنگي، سياستهاي التقاطي و جديد، اهداف خود را دنبال ميكنند، بيشتر، گروهها و جريانهاي سياسي هستند. اين افراد و گروه ها با استفاده از روحية آرمانگرايي جوان در صدد رسيدن به اهداف از پيش تعيين شدة خود هستند و به جوان و روحيه آرمانگرايي او به چشم ابزاري مينگرند كه راه دستيابي به قدرت را براي آنان هموار ميسازد. از ياد نبريم كه پس از پيروزي انقلاب، گروههاي ماركسيستي و چپگرا با شعارهايي چون «نان، مسكن، امنيت»، «جامعه بيطبقة توحيدي» و ... يگانه منجي جامعه و نسخة دستيابي جوانان به آرمانها و آرزوهاي آنان را برنامههاي سوسياليستي و حاكميت خود بر جامعه ميدانستند و بسياري از جوانان را به سوي خانههاي تيمي و عنكبوتي كشاندند و عملاً آنان را از خدمت به خانواده و جامعه و نظام اسلامي باز داشتند.
جوان چه وظيفهاي دارد؟
جوان بايد به آرمانگرايي به چشم وديعهاي الهي بنگرد و اجازه ندهد انديشه ايدهآليستي(پندارگرايي) جريانهاي پندارگرا و وهمآلود و نيز دگماتيسم محصورگرا در يك حزب و گروه، او را از انديشه رئاليستي(واقعگرايي) جدا كند.
جوان بايد اين وصيت امام كاظم(ع) را به هشام بن حكم، نصب العين خود قرار دهد كه «يا هشام لو كان في يدك جوزه و قال الناس [في يدك] لؤلؤه ما كان ينفعك و انت تعلم أنّها جوزه و لو كان في يدك لؤلوهٌ و قال الناس: إنها جوزه ما ضَرَّك و أنت تعلم أنها لؤلؤه»4؛ اي هشام، اگر گردويي در دست تو باشد و همة مردم آن را درّي گرانبها خواندند و تو به اين مسئله ايمان داشتي كه آن گردويي است، قضاوت و برداشت مردم به حال تو سودي نخواهد داشت و بالعكس، اگر تو درّي گرانبها در دست داشتي و مردم آن را گردويي تلقي كردند و خود به ارزش آن واقف بودي، بدان كه ضرري به تو نخواهد رسيد.
جوان بايد به اين معنا دست يابد كه سرمايه، تنها سرمايه مادي نيست، بلكه همين آرمانخواهي، خود بزرگترين سرمايه است. گاه داشتن يك خانواده خوب، پدر، مادر، خواهر، برادر، يا دوستي تلاشگر و مؤمن و مقيد به آداب اسلامي، بزرگترين سرمايه است و هرگز با سرمايههاي ديگر قابل قياس نيست.
جوان به دنبال الگوست
تأثيرپذيري از نوع نگاه به جهان و تأسي به نوع رفتار، از پوشش گرفته تا نوع غذا خوردن و تكرار واژهايي كه الگو از آن استفاده ميكند، از ويژگيهاي نسل جوان و اقتضائات جواني است.
كمپانيهاي بزرگ توليد لباس، مواد غذايي و حتي سيگار و آدامس، بيشترين منفعت را از الگوپذيري جوانان ميبرند. آنان پس از الگوسازي كذب در ميان هنرپيشگان، ورزشكاران، خوانندگان و بازيهاي رايانهاي، محصولات خود را از طريق اين مانكنهاي زنده و گاه كاغذي و گاه رايانهاي به توليد انبوه ميرسانند و اعتقادات و فرهنگ و سياست خود را به همراه سود سرشار از فروش آن دنبال ميكنند.
در ابتداي انقلاب، گروههاي چپگرا با ارائه الگوهاي خود كه در مبارزات چريكي كشته شده بودند، تا حدودي موفق به پر كردن خلأ الگويابي جوانان شدند5 و متأسفانه، بسياري را با اين الگوها به خانههاي عنكبوتي كشاندند و آنان را در برابر دين و مذهب و ملت و سرزمين مادري خود قرار دادند.
جوان مسلمان بايد در برخورد با الگوهاي فرهنگي، ورزشي، هنري و خصوصاً سياسي، عقلانيت را بر احساسات غلبه دهد و اين معنا را بپذيرد كه حضرت رسول اعظم(ص) فرمودند: «من تشبه بقوم فهو منهم»6؛ هر كس خود را شبيه قومي كند، از آنها به شمار ميرود.
يك جوان مسلمان بايد به اين حديث امير مؤمنان توجه كند كه فرمود: «اوحي الله تبارك و تعالي الي نبي من الانبياء: قل لقومك لا يلبسوا لباس اعدايي و لا يطعموا مطاعم اعدايي و لا تتشكلوا بمشاكل اعدايي فيكونوا اعدايي»7؛ خداوند به يكي از انبيايش وحي كرد كه به قومت بگو كه لباس دشمنانم را نپوشند و غذاي دشمنان را نخورند و خود را به شكل آنان درنياورند كه در اين صورت جزو دشمنان من شمرده ميشوند.
جوان پر انرژي است
اقتضاي جواني، پر انرژي بودن است. همين مسئله موجب شده است كه او برخلاف افراد مسن و ميانسال، پر تحرك باشد و نتواند در يك حالت و يك مكان بماند.
اين پرسش: «پدر بزرگ، مادربزرگ، پدر، مادر ديگر كاري نداريد؟!»، كه گاه در محيط خانه جوان شنيده ميشود، تفاوت جوان با افراد ميانسال و بزرگسال و رابطة مفهوم زمان را با انرژي جوان به اثبات ميرساند. اگر سير تحول و تطور تاريخ بشر را به سه دوره كشاورزي، دامپروري، و صنعتي تقيسم كنيم، در دو دورة كشاورزي و دامپروري به خاطر اينكه بيشتر مشاغل محصور و محدود به استفاده از دست و بازو بوده، طبيعتاً، كار با تخلية انرژي همراه بوده و جوان نيز(همانند افراد ديگر) با بدني خسته محل كار را ترك ميكرده است؛ اما در دورة ما كه عصر صنعت ناميده ميشود، به لحاظ اينكه بيشتر مشاغل بدون تخلية انرژي جسمي و روحي همراه است، بسياري افراد، به ويژه جوانان با معضل تخليه انرژي روبهرو هستند و اين انرژي كه سرمايهاي بس گرانبهاست براي آنها به كوله باري سنگين مبدل شده است. از اين رو، جوان از هر برنامهاي كه با طبيعت سرشار از انرژي او همخواني داشته باشد استقبال ميكند؛ چه ورزشي، چه ميتينگ حزبي و چه عملياتهاي پرهيجان و اكشنهاي تند. رفتار جوان پس از پيروزي يا شكست تيمهاي مورد علاقهشان در ورزشگاه به نوعي به همين نياز به تخليه انرژي در عصر صنعت باز ميگردد.
وجود اين جوهرة جواني در كالبد جوان، موجب گشت كه جريانهاي سياسي و گروهكهاي چپگرا و راستگرا در سالهاي آغازين انقلاب، براي نائل آمدن به اهداف خود، بسترها و عرصههاي تخليه انرژي جوانان را در ليست برنامههاي خود قرار دهند. برگزاري مراسم كوهنوردي، مقاله خواني، مقاله نويسي، روزنامه ديواري، آموزش اسلحه و ... از سوي گروهكها، بسياري از جوانان را به دام آنها گرفتار كرد. تمسك به شيوههاي روانشناختي و جامعه شناختي، ايجاد جذابيتهاي جنسي با اختلاط بين دختران و پسران در برنامههاي سازمانها و گروهكهاي چپگرا در سالهاي نخست پيروزي انقلاب، بعدها توسط گروههاي متمايل به بلوك غرب، كه از پيش از انقلاب محافل ادبي و هنري و ورزشي را در اختيار داشتند، مورد استفاده قرار گرفت و اين محافل و مراكز، عملاً به دفتر عضوگيري و يارگيري براي احزاب و گروههاي متمايل به فرهنگ منحط غرب مبدل گرديد.
جوان استقلالطلب است
جوان به دنبال اعلام استقلال است. از اين رو، به دنبال طرح شخصيت خود و اعلام موجوديت در خانه و جامعه است. او دوست دارد افراد جامعه به رسميتش بشناسند، به او بها دهند، از او نظر بخواهند، در جمع از او ياد كنند و به او احترام بگذارند.
متأسفانه، هنوز در جامعة ما به جوان اجازه اظهارنظر داده نميشود. بدين خاطر، جوان مجبور است براي اثبات جوهرة جواني گاه ديرتر به منزل بيايد، رفت و آمدهاي خود را مخفي كند و گاه در برابر خانواده و سنتهاي اجتماعي و فضاي حاكم بر جامعه لب به اعتراض بگشايد.
اين روحيه جوان موجب شده است تا گروههاي منحرف اخلاقي و سياسي، با اعطاي شخصيت كاذب به جوان و سردادن شعارهاي جوان پسند(جوان حق انتخاب دارد، او آزاد است و ...) در ميان قشر جوان خيمه بزنند و به شكار اين نهالهاي نوپاي جامعه اسلامي بپردازند. بهرهبرداري از چنين روحيهاي از سوي گروهها تا بدانجاست كه برخي از سياستمداران و جريانها، به جريانهاي جوان زده مبدل ميشوند.
اين افراد و جريانهاي جوان زده در سالهاي نخست پيروزي انقلاب، بسترهاي ارضاي روحية استقلالطلبي جوانان را با ايجاد خانههاي تيمي، دادن مأموريتهاي سنگين(مانند ترور مردم) و اعطاي شخصيت و دادن پستهاي كاذب(مانند فرماندهي چند دختر و پسر در فلان محله) فراهم ميكردند و بسياري از جوانان را به نام جواني در برابر اسلام و انقلاب و خانه و مدرسه و جامعه قرار ميدادند. در كنار اين حركت، جريانهاي چپگرا و جريانهاي وابسته به غرب هم از آغاز انقلاب تاكنون با دادن شعارهاي جوان پسند و تعريف و تمجيدهاي بيپايه و بياساس و بازي كردن با احساسات پاك آنان همواره در صدد بودهاند روحية استقلالطلبي آنان را به روحية رويارويي با استقلال و تماميت نظام جمهوري اسلامي مبدل كنند.
اعترافات تكان دهندة دختران و پسراني كه در دام سازمان منافقين افتاده يا آنان كه در محافل و مجالس غربگرا شبها را به صبح رساندهاند ثابت ميكند كه اين گروهها نه تنها به شخصيت و هويت و استقلالطلبي جوان احترام نميگذارند، بلكه با اجراي محدوديتهاي سنگين، همواره از آنان به عنوان طعمه براي شكار ديگران استفاده ميكنند.8
از ياد نبايد برد كه حضرت رسول اكرم(ص) جوانگرا بود و به جوانان اهتمام خاصي داشت و حتي فرماندة سپاهش(اسامه) يك جوان بود. امام(ره) هم فردي جوانگرا بود و بيشتر ياران و فرماندهان او از قشر جوان برخاستند و حماسيترين مقطع تاريخ ايران(دفاع مقدس) توسط آنان اداره شد. تفاوت جوانگرايي پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين و به دنبال آن نهضت اسلامي ما با جوانزدگي جريانها و گروهها، در نوع نگاه به جوان است. در جوانگرايي، اين احترام واقعي است؛ نگاه دلسوزانه است و به موازات تشويق جوانان، تحذير نيز هست؛ بسترهاي رشد علمي و معنوي جوان و احترام متقابل به سنتها و سالخوردگان نيز به چشم ميخورد و لغزشگاههاي غرور و خودمحوري به او نشان داده ميشود، اما در جوانزدگي، نگاه به جوان، نگاه ديگري است؛ درست خلاف آنچه از آن ياد شد.
پينوشتها:
1. در حال حاضر، به دليل فساد و فحشا و از هم پاشيدگي خانواده، نرخ زاد و ولد در برخي كشورهاي غربي به صفر سيده است. آسانگيري در مهاجرپذيري و نيز جايزه قرار دادن براي متولد شدن فرزند از پيامدهاي خارج شدن روابط جنسي از مسيري است كه خداوند براي نوع بشر مقرر كرده است.
2. دانشگاه اسلامي و رسالت دانشجوي مسلمان در بيانات مقام معظم رهبري، ج 5، ص 69.
3. در مرزهاي شمال و شمال غربي، مشروبات الكلي و در مرزهاي شرق و جنوب شرقي، مواد مخدر مجاني در اختيار قاچاقچيان قرار ميگيرد.
4. تحف العقول، ص 386.
5. مانند عكسهاي چگوآرا، متأسفانه در چند سال گذشته چاپ اين عكس و الگوهاي مبارزاتي غير مسلمان دامنهاي وسيع يافته است.
6. عوالي اللئالي، ج 1، ص 165، ح 170.
7. مستدرك الوسائل، ج 3، ص 210، ح 3386.
8. به اعضاي سازمان منافقين تنها اجازه داشتن يك راديو يك موج و مطالعه مجله مجاهد داده ميشود. سردمداران جريانهاي ليبرالي نيز به شدت از نزديك شدن جوانان به محافل مذهبي و روحاني جلوگيري ميكنند.